خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۷۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند روی بیخبر آخر بنگر به بامبام چه باشد بگو بر فلک سبزفام
۲
تا قمری همچو جان جلوه شود ناگهانصد مه و صد آفتاب چهره او را غلام
۳
از هوس عشق او چرخ زند نه فلکوز می او جان و دل نوش کند جام جام
۴
چون به تجلی بتافت جانب جانها شتافتباده جان شد مباح خوردن و خفتن حرام
صفحهٔ ۱ از ۲