خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۷۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه جمال تو بینم چو چشم باز کنمهمه شراب تو نوشم چو لب فراز کنم
۲
حرام دارم با مردمان سخن گفتنو چون حدیث تو آید سخن دراز کنم
۳
هزار گونه بلنگم به هر رهم که برندرهی که آن به سوی تو است ترک تاز کنم
۴
اگر به دست من آید چو خضر آب حیاتز خاک کوی تو آن آب را طراز کنم
صفحهٔ ۱ از ۴