خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۷۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فضول گشتهام امروز جنگ میجویممنوش نکته مستان که یاوه میگویم
۲
تنا بسوز چو هیزم که از تو سیر شدمدلا برو تو ز پیشم تو را نمیجویم
۳
لگن نهاد خیالش به چشمه چشممبهانه کرد کز این آب جامه میشویم
۴
بگفتمش که به خونابه جامه چون شوییبگفت خون همه زان سوست و من از این سویم
صفحهٔ ۱ از ۲