خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۷۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کون خر را نظام دین گفتمپِشک را عنبر ثمین گفتم
۲
اندر این آخُر جهان ز گزافبس چمن نام هر چمین گفتم
۳
طوق بر گردن کَپی بستمنام اعلا بر اسفلین گفتم
۴
عجز خواهید روح را که ز عجزصفت روح بهر طین گفتم
صفحهٔ ۱ از ۳