خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۷۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار منای دل نمیترسی مگر از یار بیزنهار من
۲
ای دل مرو در خون من، در اشک چون جیحون مننشنیدهای شب تا سحر، آن نالههای زار من
۳
یادت نمیآید که او میکرد روزی گفت و گومیگفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من
۴
اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستاناین بس نباشد خود تو را کآگه شوی از خار من
صفحهٔ ۱ از ۳