خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرینهذا معاد الغابرین نعم الرجا نعم المعین
۲
صد آفتاب از تو خجل او خوشه چین تو مشتعلنعره زنان در سینه دل استدرکوا عین الیقین
۳
از آسمان در هر غذا از علویان آید نداکای روح پاک مقتدا یا رحمة للعالمین
۴
حبس حقایق را دری باغ شقایق را تریهم از دقایق مخبری پیش از ظهور یوم دین
صفحهٔ ۱ از ۴