خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شاخ خشک است و سیههان ای صبا بر وی مزنای زندگی باغها وی رنگ بخش مرد و زن
۲
هان ای صبای خوب خد اندر رکابت می رودآب روان و سبزهها وز هر طرف وجه الحسن
۳
دریادلی و روشنی بر خشک و بر تر می زنیاو سخت خشک است و سیه بر وی مزن از بهر من
۴
من خیره روتر آمدم بر جود تو راهی زدماین کی تواند گفت گل با لاله یا سرو و سمن
صفحهٔ ۱ از ۲