خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار منگفتم درآ پرنور کن از شمع رخ اسرار من
۲
ای از بهار روی تو سرسبز گشته عمر منجان من و جان همه حیران شده در کار من
۳
ای خسرو و سلطان من سلطان سلطانان منای آتشی انداخته در جان زیرکسار من
۴
ای در فلک جان ملک در بحر تسبیح سمکدر هر جمال از تو نمک ای دیده و دیدار من
صفحهٔ ۱ از ۳