شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکنای ماه برهم می زنی عهد ثریا نی مکن
۲
تو روز پرنور و لهب ما در پی تو همچو شبهر جا که منزل می کنی آییم آن جا نی مکن
۳
ای آفتابی در حمل باغ از تو پوشیده حللبی تو بماند از عمل در زخم سرما نی مکن
۴
ای آفتابت دایه‌ای ما در پیت چون سایه‌ایای دایه بی‌الطاف تو ماندیم تنها نی مکن
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth