شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بینای تو چنین و صد چنین مخدوم جانم شمس دین
۲
تا غمزه‌ات خون ریز شد وان زلف عنبربیز شدجان بنده تبریز شد مخدوم جانم شمس دین
۳
خورشید جان همچون شفق در مکتب تو نوسبقای بنده‌ات خاصان حق مخدوم جانم شمس دین
۴
ای بحر اقبال و شرف صد ماه و شاهت در کنفبرداشتم پیش تو کف مخدوم جانم شمس دین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth