شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل منگفتم می می نخورم گفت برای دل من
۲
داد می معرفتش با تو بگویم صفتشتلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل من
۳
از طرفی روح امین آمد و ما مست چنینپیش دویدم که ببین کار و کیای دل من
۴
گفت که ای سر خدا روی به هر کس منماشکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth