خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کنآینه صبوح را ترجمه شبانه کن
۲
ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما بروجام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
۳
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار توشست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن
۴
گر عسس خرد تو را منع کند از این روشحیله کن و ازو بجه دفع دهش بهانه کن
صفحهٔ ۱ از ۵