شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود منجور مکُن که بشنود شاد شود حسود من
۲
بیش مکُن تو دود را، شاد مکُن حسود راوه که چه شاد می‌شود از تلفِ وجود من!
۳
تلخ مکُن امید من، ای شِکر سپید منتا ندرم ز دستِ تو پیرهنِ کبودِ من
۴
دلبر و یار من تویی، رونق کار من توییباغ و بهار من تویی، بهر تو بود بودِ من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth