خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه منسیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من
۲
سیر و ملول شد ز من خنب و سقا و مشک اوتشنهتر است هر زمان ماهی آب خواه من
۳
درشکنید کوزه را پاره کنید مشک راجانب بحر می روم پاک کنید راه من
۴
چند شود زمین وحل از قطرات اشک منچند شود فلک سیه از غم و دود آه من
صفحهٔ ۱ از ۴