شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من طربم طرب منم زهره زند نوای منعشق میان عاشقان شیوه کند برای من
۲
عشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شودفاش کند چو بی‌دلان بر همگان هوای من
۳
ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشدچرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من
۴
من سر خود گرفته‌ام من ز وجود رفته‌امذره به ذره می زند دبدبه فنای من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth