خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز نگار می کشد چون شتران مهار منیارکشی است کار او بارکشی است کار من
۲
پیش رو قطارها کرد مرا و می کشدآن شتران مست را جمله در این قطار من
۳
اشتر مست او منم خارپرست او منمگاه کشد مهار من گاه شود سوار من
۴
اشتر مست کف کند هر چه بود تلف کندلیک نداند اشتری لذت نوشخوار من
صفحهٔ ۱ از ۳