خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مانده شدهست گوش من از پی انتظار آنکز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان
۲
خوی شدهست گوش را گوش ترانه نوش راکو شنود سماع خوش هم ز زمین هم آسمان
۳
فرع سماع آسمان هست سماع این زمینو آنک سماع تن بود فرع سماع عقل و جان
۴
نعره رعد را نگر چه اثر است در شجرچند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن فغان
صفحهٔ ۱ از ۲