خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمدهام به عذر تو ای طرب و قرار جانعفو نما و درگذر از گنه و عثار جان
۲
نیست به جز رضای تو قفل گشای عقل و دلنیست به جز هوای تو قبله و افتخار جان
۳
سوخته شد ز هجر تو گلشن و کشت زار منزنده کنش به فضل خود ای دم تو بهار جان
۴
بی لب می فروش تو کی شکند خمار دلبی خم ابروی کژت راست نگشت کار جان
صفحهٔ ۱ از ۴