خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید نمای عید را ای تو هلال عید منگوش بمال ماه را ای مه ناپدید من
۲
بود من و فنای من خشم من و رضای منصدق من و ریای من قفل من و کلید من
۳
اصل من و سرشت من مسجد من کنشت مندوزخ من بهشت من تازه من قدید من
۴
جور کنی وفا بود درد دهی دوا بودلایق تو کجا بود دیده جان و دید من
صفحهٔ ۱ از ۲