شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکنهمچو کسان بی‌گنه روی به آسمان مکن
۲
رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنیبار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن
۳
باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ایبوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن
۴
چون سر عشق نیستت عقل مبر  ز عاشقانچشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth