خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرونخرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
۲
نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروانشد مجنون آن لیلی به جز لیلی صد مجنون
۳
هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوترکه این بیچونتر است اندر میان عالم بیچون
۴
ببین جانهای آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزانکز آن شیر اجل شیران نمیمیزند الا خون
صفحهٔ ۱ از ۳