خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جاناین نکته شیرین را در جان بنشان ای جان
۲
زیرا عرض و جوهر از ذوق برآرد سرذوق پدر و مادر کردت مهمان ای جان
۳
هر جا که بود ذوقی ز آسیب دو جفت آیدزان یک شدن دو تن ذوق است نشان ای جان
۴
هر حس به محسوسی جفت است یکی گشتههر عقلی به معقولی جفت و نگران ای جان
صفحهٔ ۱ از ۵