شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوراناین سلسله بگذار و کسی را بمشوران
۲
در کوچه کوران تو یکی روز گذشتیافتاد دو صد خارش در دیده کوران
۳
در خواب نمودی تو شبی قامت خود رابر سرو بیفزود ز تو قد قصوران
۴
ای آنک تو را جنبش این عشق نبوده‌ستحیران شده بر جای تو چون تازه حضوران
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth