شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۹۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطنوقت آن شد که درآییم خرامان به چمن
۲
همه خوردند و برفتند بقای ما بادکه دل و جان زمانیم و سپهدار زمن
۳
چو توی آب حیاتی کی نماند باقیچو تو باشی بت زیبا همه گردند شمن
۴
کتب العشق علینا غمرات و محنو قضی الحجب علینا فتنا بعد فتن
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth