شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۰۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه بسی نشستم در نار تا به گردناکنون در آب وصلم با یار تا به گردن
۲
گفتم که تا به گردن در لطف‌هات غرقمقانع نگشت از من دلدار تا به گردن
۳
گفتا که سر قدم کن تا قعر عشق می‌روزیرا که راست ناید این کار تا به گردن
۴
گفتم سر من ای جان نعلین توست لیکنقانع شو ای دو دیده این بار تا به گردن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth