شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۰۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کنای زلف شب مثالش در نیم شب سحر کن
۲
چنگی که زد دل و جان در عشق بانوا کننی‌های بی‌زبان را زان شهد پرشکر کن
۳
چون صد هزار دُر در سمع و بصر تو دارییک دامنی از آن دُر در کار کور و کر کن
۴
از خون آن جگرها که بوی عشق دارداز بهر اهل دل را یک قلیهٔ جگر کن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth