خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمنگر دی نکرد سرما سرمای هر دو بر من
۲
سرما چو گشت سرکش هیزم بنه در آتشهیزم دریغت آید؟ هیزم به است یا تن؟
۳
نقش فناست هیزم عشق خداست آتشدر سوز نقشها را ای جان پاکدامن
۴
تا نقش را نسوزی جانت فسرده باشدمانند بتپرستان دور از بهار و مؤمن
صفحهٔ ۱ از ۴