شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۰۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز فروریخت عشق از در و دیوار منباز بِبُرید بند، اشتر کین دار من
۲
بار دگر شیرِ عشق پنجه خونین گشادتشنه خون گشت باز این دل سگسار من
۳
باز سر ماه شد نوبت دیوانگی استآه که سودی نکرد دانش بسیار من
۴
بار دگر فتنه زاد جمره دیگر فتادخواب مرا بست باز دلبر بیدار من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth