خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۰۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دینقرار و صبر برفتهست زین دل مسکین
۲
ز روی زرد و دلِ درد و سوز سینه مپرسکه آن به شرح نگنجد بیا، به چشم ببین
۳
چو نان پخته ز تاب تو سرخ رو بودمچو نانِ ریزه کنونم ز خاک ره برچین
۴
چو آینه، ز جمالت خیالچین بودمکنون تو چهرهٔ من زرد بین و چینْ بَرچین
صفحهٔ ۱ از ۴