شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌نروم هیچ از این خانه مندر تک این خانه گرفتم وطن
۲
خانه یار من و دارالقرارکفر بود نیت بیرون شدن
۳
سر نهم آن جا که سرم مست شدگوش نهم سوی تنن تنتنن
۴
نکته مگو هیچ به راهم مکنراه من این است تو راهم مزن
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth