خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شوبیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شو
۲
در مصر ما یک احمقی نک میفروشد یوسفیباور نمیداری مرا اینک سوی بازار شو
۳
بیچون تو را بیچون کند روی تو را گلگون کندخار از کفت بیرون کند وآنگه سوی گلزار شو
۴
مشنو تو هر مکر و فسون خون را چرا شویی به خونهمچون قدح شو سرنگون و آن گاه دردی خوار شو
صفحهٔ ۱ از ۳