شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شواز جنگ می‌ترسانیم گر جنگ شد گو جنگ شو
۲
ماییم مست ایزدی زان باده‌های سرمدیتو عاقلی و فاضلی دربند نام و ننگ شو
۳
رفتیم سوی شاه دین با جامه‌های کاغذینتو عاشق نقش آمدی همچون قلم در رنگ شو
۴
در عشق جانان جان بده بی‌عشق نگشاید گرهای روح این جا مست شو وی عقل این جا دنگ شو
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth