شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای شعشعه نور فلق در قبه مینای توپیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تو
۲
ای میل‌ها در میل‌ها وی سیل‌ها در سیل‌هارقصان و غلتان آمده تا ساحل دریای تو
۳
با رفعت و آهنگ مه مه را فتد از سر کلهچون ماه رو بالا کند تا بنگرد بالای تو
۴
در هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بی‌دلانبر پرده‌های واصلان در روضه خضرای تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth