شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گروچون می ز داد تو بود شاید نهادن جان گرو
۲
بس اکدش و بس کدخدا کز شور می‌های خداکرده‌ست اندر شهر ما دکان و خان و مان گرو
۳
آن شاه ابراهیم بین کادهم به دستش معرفتمر تخت را و تاج را کرده‌ست آن سلطان گرو
۴
بوبکر سر کرده گرو عمر پسر کرده گروعثمان جگر کرده گرو و آن بوهریره انبان گرو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth