شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای تن و جان بنده او بند شکرخنده اوعقل و خرد خیره او دل شکرآکنده او
۲
چیست مراد سر ما ساغر مردافکن اوچیست مراد دل ما دولت پاینده او
۳
چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه اورستم و حمزه کی بود کشته و افکنده او
۴
چون سوی مردار رود زنده شود مرد بدوچون سوی درویش رود برق زند ژنده او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth