خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کوگر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
۲
گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نانای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو
۳
گیر که خار است جهان گزدم و مار است جهانای طرب و شادی جان گلشن و گلزار تو کو
۴
گیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه راای دل و ای دیده ما خلعت و ادرار تو کو
صفحهٔ ۱ از ۳