شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تودرون باغ عشق ما درخت پایداری تو
۲
ایا شیر خدا آخر بفرمودی به صید اندرکه خه مر آهوی ما را چو آهو خوش شکاری تو
۳
شکفته داشتی چون گل دل و جانم دلاراماکنونم خود نمی‌گویی کز آن گلزار خاری تو
۴
ز نازی کز تو در سر بد تهی کرد از دماغم غممرا زنهار از هجرت که بس بی‌زینهاری تو
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth