شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشته‌ست طپان جانم ای جان و جهان برگوهین سلسله درجنبان ای ساقی جان برگو
۲
سلطان خوشان آمد و آن شاه نشان آمدتا چند کشی گوشم ای گوش کشان برگو
۳
سری است سمندر را ز آتش بنمی سوزدجانی است قلندر را نادرتر از آن برگو
۴
بنگر حشر مستان از دست بنه دستانبا رطل گران پیش آ با ضرب گران برگو
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth