شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنک آن جان که رود مست و خرامان بر اوبرهد از خر تن در سفر مصدر او
۲
خلع نعلین کند وز خود و دنیا بجهدهمچو موسی قدم صدق زند بر در او
۳
همچو جرجیس شود کشته عشقش صد باریا چو اسحاق شود بسمل از آن خنجر او
۴
سر دیگر رسدش جز سر پردرد و صداعمغفرت بنهد بر فرق سرش مغفر او
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth