خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و توبه دو نقش و به دو صورت به یکی جان، من و تو
۲
داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیاتآن زمانی که درآییم به بستان، من و تو
۳
اختران فلک آیند به نظّارهٔ مامهِ خود را بنماییم بدیشان، من و تو
۴
من و تو بیمن و تو جمع شویم از سر ذوقخوش و فارغ ز خرافاتِ پریشان، من و تو
صفحهٔ ۱ از ۲