شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آینهٔ جان شده چهرهٔ تابان توهر دو یکی بوده‌ایم، جان من و جان تو
۲
ماهِ تمام دُرست! خانهٔ دل آن توستعقل که او خواجه بود بنده و دربان تو
۳
روح ز روز الست بود ز روی تو مستچند که از آب و گِل بود پریشان تو
۴
گِل چو به پستی نشست آب کنون روشن‌سترفت کنون از میان آنِ من و آنِ تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth