شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به وقت خواب بگیری مرا که هین برگوچو اشتهای سماعت بود بگه‌تر گو
۲
چو من ز خواب سر و پای خویش گم کردمتو گوش من بگشایی که قصه از سر گو
۳
چو روی روز نهان شد به زیر طره شببگیریم که از آن طره معنبر گو
۴
فتاده آتش خواب اندر این نیستان‌هاتو آمده که حدیث لب چو شکر گو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth