خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رجلا حصیده مجبنه و مبخلهلیس یلذک الهوی لیس لفیک حوصله
۲
معتمد الهوی معی مستندی و سیدیلا کرجاک ضایع یطلبه به غربله
۳
ای گله بیش کرده تو سیر نگشتی از گلهچون بکری است این دکان چاره نباشد از غله
۴
حج پیاده میروی تا سر حاجیان شویجامه چرا دری اگر شد کف پات آبله
صفحهٔ ۱ از ۵