خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشهمیان بگشاد اسرار و میان بربست اندیشه
۲
به پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزلگران جان دید مر جان را سبک برجست اندیشه
۳
رسید از عشق جاسوسش که بسم الله زمین بوسشدر این اندیشه بیخود شد به حق پیوست اندیشه
۴
خرابات بتان درشد حریف رطل و ساغر شدهمه غیبش مصور شد زهی سرمست اندیشه
صفحهٔ ۱ از ۴