شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی بزم خداوندی زهی می‌های شاهانهزهی یغما که می‌آرد شه قفجاق ترکانه
۲
دلم آهن همی‌خاید از آن لعلین لبی که اوکنار لطف بگشاید میان حلقه مستانه
۳
هر آن جانی که شد مجنون به عشق حالت بی‌چونکجا گیرد قرار اکنون بدین افسون و افسانه
۴
چو او طره برافشاند سوی عاشق همی‌داندکه از زنجیر جنبیدن بجنبد شور دیوانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth