خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب دلی که به عشق بت است پیوستهعجبتر این که بتش پیش او است بنشسته
۲
بمال چشم دلا بهترک از این بنگرمدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته
۳
دو کف به سوی دعا سوی بحر میرانینه گوهر تو به جیب تو است پیوسته
۴
خنک کسی که ورا دست گرد جیب بودکه او لطیف و سبک روح گشت و برجسته
صفحهٔ ۱ از ۳