خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز لقمهای که بشد دیده تو را پردهمخور تو بیش که ضایع کنی سراپرده
۲
حیات خویش در آن لقمه گرچه پنداریضمیر را سبل است آن و دیده را پرده
۳
چرا مکن تو در این جا مگو چرا نکنمکه چشم جان را گشته است این چرا پرده
۴
طلسم تن که ز هر زهر شهد بنمودهستعروس پرده نمودهست مر تو را پرده
صفحهٔ ۱ از ۲