شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۴۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ایهر ذره از خورشید تو تابنده چون دردانه‌ای
۲
ای غوث هر بیچاره‌ای واگشت هر آواره‌ایاصلاح هر مکاره‌ای مقصود هر افسانه‌ای
۳
ای حسرت سرو سهی ای رونق شاهنشهیخواهم که یاران را دهی یک یاریی یارانه‌ای
۴
در هر سری سودای تو در هر لبی هیهای توبی‌فیض شربت‌های تو عالم تهی پیمانه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth