خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختیآتش زدی در جسم و جان روح مصور ساختی
۲
پای درختان بسته بد تو برگشادی پایشانصحن گلستان خاک بد فرشش ز گوهر ساختی
۳
مرغ معماگوی را رسم سخن آموختیباز دل پژمرده را صد بال و صد پر ساختی
۴
ای عمر بیمرگی ز تو وی برگ بیبرگی ز توالحق خدنگ مرگ را پاینده اسپر ساختی
صفحهٔ ۱ از ۴