خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تو ملول از کار من من تشنهتر هر ساعتیآخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی
۲
بر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شودمعدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتی
۳
یا مستحق مرحمت یابد مقام و مرتبتبرخواند اندر مکتبت از لوح محفوظ آیتی
۴
ای رحمة للعالمین بخشی ز دریای یقینمر خاکیان را گوهری مر ماهیان را راحتی
صفحهٔ ۱ از ۴